نوشته های برچسب گذاری شده با ‘ زندگي ’

دور زدن ممنوع!

  • ۱۴ فروردین ۱۳۸۸
  • نوشته شده در شخصي

جاده پر از رهگذر است، رهگذرهای با عجله، رهگذرهای خسته، رهگذرهای خوشحال یا شاید رهگذرهای عاشق! خب، فردا میرم کرج تا آخر اردیبهشت یا شایدم اگه خدا بخواد تا آخر مرداد و توی این مدت باید خیلی تلاش کنم. میگم جاده ی زندگی من که تا حالا خیلی پیچ و خم نداشته – کسی چه [ ادامه ی نوشته ]

تا وقت هست خودت باش

یادمه وقتی کوچیکتر بودم خیلی زود دلگیر میشدم، اگه یه بار پدرم با اوقات تلخی جوابم رو میداد یا مثلا یکی از دوستام توی مدرسه باهام بدرفتاری میکرد چند روز اوقاتم تلخ بود. اون وقتا دنیام کوچیک بود، و حالا کوچیکتر، و هر چه بیشتر از فرداهای زندگی خاکیم میخوام انگار آخرش به هیچی میرسم. [ ادامه ی نوشته ]