نوشته های برچسب گذاری شده با ‘ دوست ’
سلام. راستش حال و روزی که داشتم اصلا برای نوشتن مناسب نبود – بخاطر همین اینجا سوت و کور شده است… حال مادربزرگم الحمدلله خوب شده و کسالتش برطرف گشته، از همه ی آنهایی که دعا کردند از صمیم قلبم ممنونم. بقیه ی چیزها مثل همیشه است، تکراری و سرد، از آنچه خاطرم را دگرگون [ ادامه ی نوشته ]
امروز میخوام از دو نفر تشکر کنم. من دوستان زیادی ندارم، یعنی الان اصلا دوستی ندارم که باهاش ارتباط داشته باشم. اما آقا فرخ به عنوان کسی که چند بار بیشتر ندیدمش از زمانی که باهاش آشنا شدم همیشه در حق من لطف کرده و البته این لطفش یکطرفه بوده، من تا حالا هیچکاری براش [ ادامه ی نوشته ]