نوشته های برچسب گذاری شده با ‘ خدا ’

چو ز تو یافت نشانی…

  • ۴ مرداد ۱۳۸۹
  • نوشته شده در شخصي

آه از این دل بیچاره، پی خلق اونچنان خودشو به آب و آتیش میزنه که نه چیزی از خودش باقی میزاره و نه از من… از دست این ملت چی میخواد بگیره، نمیدونم – از کدوم یکی میخواد عشق طلب کنه، نمیدونم – سر از کارش در نمیارم، اصلا مدارا نمیکنه، خیلی بی هوا میخواد [ ادامه ی نوشته ]

ما نمیتوانیم به درگاه تو دعا کنیم

  • ۱۶ مرداد ۱۳۸۸
  • نوشته شده در شخصي

نیمه ی شعبان، نیمه ی متبرک ظهور عشقها مبارک باشه، السلام علیک یا مولای، یا صاحب الزمان (ارواحنا فداه). امروز بهترم، دلم آرامش پیدا کرده و ذهنم از هر چه دنیایی هست خالی شده، فقط الان دارم به شام فکر میکنم چون گرسنه ام! چندتا چیز بود که آزارم میداد، بی مهابا کنارشون گذاشتم، چند [ ادامه ی نوشته ]