About a Boy

About a Boy

امشب فیلم About a boy رو تماشا کردم، یکی از معدود فیلمایی که خودم شخصا دانلود کردم و البته چند ماه مثل بقیه ی صدها فیلمی که دارم در صف انتظار برای دیدن بود تا اینکه امروز از کار بریدم و نشستم به تماشا. باید بگم این فیلم به جرات جزو ۵ تا از بهترین فیلمای زندگی منه! در کنار The Cure و jetBoy میشه اینها رو در رده ی خیلی عالی قرار داد، البته برای من! فیلم اقتباسی از کتابی با همین عنوانه که خیلی دوست دارم بخونمش و ساخته ی سال ۲۰۰۲٫ داستان از زندگی روزمره ی یه مرد بیکار اما پولدار شروع میشه که از حاصل حقوق معنوی یکی از آثار پدرش هر ماه پولی دریافت میکنه و به فکر ازدواج میفته. طرف دیگه ی داستان یه پسر و مادره که با هم زندگی میکنن و در نهایت اینها به هم میرسن. راستش قبل از دیدن فیلم اصلا فکر نمیکردم تا این حد ازش خوشم بیاد ولی صحنه های ساده و هدفدار، داستان گرم و تقریبا کمدی و همینطور بازیگرای عالی باعث شد خیلی از دیدن فیلم لذت ببرم. راستش بعد از دیدن همچین فیلمایی یا شنیدن یه آهنگ خاطره انگیز هوس میکنم برم بیرون و قدم بزنم، امروزم همینکار رو قبل از افطار انجام دادم.

Marcus was difficult simply because he frequently gave te impression that he was merely stopping off on this planet on his way to somewhere else, somewhere he might fit in better. Periods of blankness, when he seemed to disappear into his own head completely, were followed by periods when he seemed to be trying to compensate for these absences, and would ask question after question.’

- About a Boy

فرمول هر کسی برای “خوب” دونستن فیلم یه چیزه و فرمول من هر چی باشه این یکی خیلی عالی بود بنظرم. شاید مهمترین فاکتور برای من حضور یه پسربچه در فیلم باشه که بزرگتر از سنش حرف میزنه و فکر میکنه یا در برابر مشکلات زیادی قرار میگیره و مقاومت میکنه، سادگی و اصالت رفتار همچین شخصیتی رو دوست دارم. یا مثلا آدمهایی مثل Will که زندگیشون به مسائل ساده ای ختم میشه و طریق بقیه ی مردم رو برای زندگی در پیش نگرفتن. خب خودمونیم، خیلی فیلما هست که ممکنه ببینم اما خب مثل هر فیلم خارجی توش کمی مسائل سانسوری داشته باشه و همین باعث میشه از بردن اسمش اجتناب کنم، اما من اصول خودم رو دارم و از پس خودم بر میام.

اضافه: از هاست قبلی کوچ کردم چون گرون بود اما اینجا کیفیت خوبی نداره، همینطور صفحه ای درویشی برای خودم درست کردم تا مردم دیگه نگن تو که وبکاری چرا صفحه نداری! اگه به myview.ir برید میبینیدش. صد البته قالب هم عوض شد، این رو دو سال پیش درست کرده بودم که حس کردم قالب قبلی زیادی غمناک شده بود، این بهتر تره. دو سه هفته است بدجوری مشکلات ریخته سرمون، اعصاب ندارم. اما چه میشه کرد، زندگیه. خدا رو شکر.

اضافه ۲: و البته مارکوس دیگه بچه نیست. باید اعتراف کنم از دیدن شخصیتهای محبوب فیلمام وقتی که بزرگ شدن احساس خوبی ندارم! مارکوس حالا دیگه یه ریخت دیگه ای شده، و البته هر کسی بزرگ میشه. من صداقت اون پسر کوچولو رو توی چشماش نمیبینم! اوه چقدر باید آدم با شخصیت فیلماش انس بگیره تا مثل من بشه.

اضافه ۳: اگر کپی رایت ما هم مثل اونجایی ها بود اونوقت هنرمندان و برنامه نویسان پولدارترین قشر جامعه میشدن

    • محمد
    • ۳۰ مرداد ۱۳۹۰

    سلام مسلم ؛
    قشنگ نوشته بودی ،پیشنهاد می کنم “The Shawshank Redemption” رو هم نگاه کن؛ من تازگی ها دیدم بدجوری لذت بردم.

    [پاسخ]

    مسلم
    پاسخ در شهریور ۱۳م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۲ ب.ظ

    سلام آقا متشکر Smile اتفاقا دروغ نگم ۵ ماهی هست دانلودش کردم اما هنوز ندیدم – اینطور که همه تعریفشو میکنن ارزش دو ساعت وقت گذاشتن رو داره…

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب